آذربایجان، تسلیتـ می گوییم!

سلام هموطن،
اینجا اذربایجان است؛ سر ایران...
یک عمر جک گفتی سکوت کردم.... گفتی حرفی نزدم
بیگانه حمله کرد بابک را دادم، جنگ شد باکری ها را دادم..
رضا زاده و دایی و ساعی شادی را به خانه هایتان اوردند
ولی باز گفتی و گفتی گفتی...
هموطن! اینبار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری!
خانه ام ویران شده ،پدر و مادر و خواهر و برادرم زیر آوارند... !!!
****
یکی مدالهای المپیک رو میشمرد . . .
یکی لایک های فیسبوکش رو میشمرد
یکی ستاره میشمرد
دیگری گناهانش را میشمرد و قرآن بر سر میگذاشت
که خدایا العفو . . .
و در همین نزدیکی، کودکی میشمرد که از خانوادهاش
چند نفر باقی ماندهاند .
هموطن تسلیت ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:14 PM توسط همسنگر 888
|
آن روز بگشوده بال و پر